+ تولدم... تولدت...

به پهنای صورت اشک ریختم... چقـــدر این هق هق  لذت بخش بود!

وقتی که همه ترانه هام از خاطرم رفت و با صدای لرزون ترانه  "خوابم، یا بیدارم؟" رو فریاد زدم...

اگه این فقـــط یه خوابــــــــه، تا ابد بذار بخوابــــم

بذار آفتاب شم و تو خـــواب ـ از تو چشم تو بتابـم

.

.

.

بعد از 623 بار تلاش... 3000 تا نامه و 17 سال عشق... بالاخره جواب گرفتم!

 

نمیدونم تولد منه یا تولد تو!

امسال اردیبهشت بوی بهشت میده...

 عشق خردسالی... کودکی... جوانی و همیشه ی من...

تولــــدت مبـــــارک

 


نویسنده : منصوره متصدی ; ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ ; ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩۱
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ پله چهارم ...

 

سلام... بهار مبارک. از الان برای اردیبهشت لحظه شماری میکنم!

یه ترانه ی نو...


هنوز پیرهنت پشت این صندلی
بهش تکیه مـی دم، تبت رو تنم
ببین جـای دستـات دور خـودم
دو تا آستیـن هی گـره مـی زنم

.

.

.

.

از همه دوستان به خاطر ننوشتن ادامه این ترانه عذرخواهی میکنم...

 به دلایلی...

 

 

نویسنده : منصوره متصدی ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ ; ۱٩ فروردین ۱۳٩۱
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ گریز

 

سلام. می خواستم 28 آذر وبلاگم رو به روز کنم! اما چون اون روز قرار نیست با ترانه به روز بشم، برای همین امروز رو برای این کار انتخاب کردم. از همین الان هم همه شما دوستای خوبم رو برای روز 28 آذر (یا اواخر آذر ماه) به وبلاگم دعوت میکنم.

و ترانه ای نه چندان کهنه:

 

تو که تو هر فرصتـی تو هـر گریــزی

با لبـات خـواب منــو به هم میـریزی

تازه عاشقتر ازین میـشـم همیـن کـه           

اینجور اعصــاب منو به هم میـریزی

 

من خمارم توی این شبـا کـه سختـه

خیره شَـم بـه عکسـی کـه کنار تخته

شوق انگشتامو حس کنم رو موهـات 

روی اون مـوهـایی کـه مشکی و لخته

 

نـذار خـالی کنم جــاتو، نـوازشـهـای دستــاتو

دارم وابسته تر میـشم، چی بودم! چی شدم بـا تو!


با مـن و دیوونـگیهام زنـدگی کـن              

اگـه حتـی لازمـه دیــوونگی کـن

مـن به اندازه عمـرم زخـم خـوردم              

تو یکی نشکن منو، مردونگی کـن

 

می­دونم اینکه میـگم دور باش تلخه

اینکه هردفه میـگی"ای کاش"تلخه

هر دو مجبوریم بسـازیم و بسـوزیم

عشق و هرکاری کنی یه جاش تلخه

 

نـذار خـالی کنم جــاتو، نـوازشـهـای دستــاتو

دارم وابسته تر میـشم، چی بودم! چی شدم بـا تو!

 

 

نویسنده : منصوره متصدی ; ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱ آذر ۱۳٩٠
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ یازده مرداد


سلام. بازم 11 مرداد...

خدایا! 16 سال گذشت! هنوز به آرزوم نرسیدم...

 

و یه ترانه قدیمی:

همدرد من! هم خونۀ ناتنی/ یه عمره که هر لحظه مشق منی
عشق تورو آسون مینویسم/ آسونتر دستمو خط میزنی

تکلیف می شی تو دلم، تو این فضای جون به لب
باید تورو نوشت و خوند! چن بار روز، چن بار شب

هر جا میری نگاهمو سمت تو جاده می کنم
ببخش که چیزی نمیگی، سواستفاده می کنم

نزدیک من شو، دور نه! عاشق بمون، مجبور نه!
مثل همیشه پیش من جدی بشین مغرور نه

فریـــــاد می زنم تورو، دنیا بفهمه هم کمه
منت نمی ذارم سرت، عاشق شدن وظیفمه

من کوه کندم روبه روم بیای و آیینه م بشی
من کوه کندم که بیای تکرار شیرینم بشی

بهم نگاه می کنی... من دل به این قفس میدم
دارم میمیرم! تو بگو، تاوان چی رو پس میدم

من با تو کامل می شدم، تنت برام یه نیمه بود
صد بار می نویسمت! عشق فقط جریمه بود!...

همدرد من! هم خونۀ ناتنی/ یه عمره که هر لحظه مشق منی
عشق تورو آسون مینویسم/ آسونتر دستمو خط میزنی


نویسنده : منصوره متصدی ; ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۱ امرداد ۱۳٩٠
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ اردیبهشت


سلام. قبل از اینکه بخوام از احساسم بگم باید از سه نفر تشکر ویژه بکنم... از پریسای عزیزم که با همه غمهایی که داره هر روز غمخوار منه... از پونه حدادیان که نمیدونم چجوری جواب مهربونیاش رو بدم...


و یه تشکر ویژه از کسی که بالای تقویمم نوشت:

همیشه دوست داشتم، دوست دارم... "کاش" نبود...
.
.
.

12 اردیبهشت...

مثل هر سال، اردیبهشت دنیام یه دنیای دیگه س... چقدر این دنیای ننوشتنی رو دوست دارم!
تکیه دادن به سایه ت بی نظیره عشق من! این ترانه 4 ساله رو تقدیم میکنم به تویی که تو هر نفس از زندگیم وجود داری اما لابه لای ترانه هام پنهونت می کنم...

خودبه خود هجوم آوردی سمت قلبم/خیلی وقته غیـر قابـل مهــاری
من به تـو حساسیـت دارم عزیــزم/بــه همیــن کــه متولـد  بهــاری

وقتی که گرد تنـت، شهـد رو لبــهات/تو یـه لحظــه نفسـم رو بنـد میـاره
وقتی میخندی،میمیرم!زنده میشم/تـازه میفهمم که عشق واگیر داره!

ازم دوری نـکـن، همیــن یـه لحـظـه/همیــن یـه لحظـه از اُردی بـهشتــو
بـذار گنــاه مــن سنـگـیـن تـر شــه/خیــال کـن که منـو بـردی بـهشتــو ـ

دُرُس تـــو لحـظــه آخــر بفـهـمی/شایـد حتــی بهشتـم قَرضی باشـه!
جهنـم بهتــر از  اینــه کـه عمـری/میــون مـا یــه خـط فرضـی باشـه...

دیـگه حـرف یه قلـب و تیـری کـه تو/با تیـرکمـون میونش می زدی نیـس
گـذشـتـــه اون روزا و  عــاشـــق تو/شبـیـــه عـاشــقـای مبتـدی نیـس

بیـــــا، تنـگه نفـــس بــذار بگیــرم/به هــم بریــز منو یک ماه، چَـن ماه
فقط اُردیبهشت حساس میشم/میخوام ببوسمت هی،ناخودآگاه!

همیـن بـوسه، همیـن تنـگه نفـسها/همین حسی کـه میگن تو بــهاره
نگــاه و تپـــش قلـبــای مشکــوک/مـراقـب باش، همــش واگیـر داره...

نویسنده : منصوره متصدی ; ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٠
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک